قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا



شهر بی قانون ، قانون بدون شهر -

   

به گفته‌ی دانشمندان با گسترش و توسعه نخستین گروه‌ها و اجتماعات انسانی اولین بار نیاز به وجود چیزی به نام قانون، احساس شد و سپس آنان برای جلوگیری از هرج و مرج و بی‌نظمی، تعدی و تجاوز، بر سر نخستین دستورالعمل‌های اجتماعی باهم توافق و قرارداد کردند و برای حفظ انسجام، و ترقی گروه و جامعه‌ی‌شان مقرراتی را وضع، تصویب و امضا کردند که در سایه آن حداقل حقوق اعضای گروه تأمین و تأدیه می‌شد. به مرور زمان و با گسترش پیشرفت و رشد تفکر و اندیشه نخستین دولت‌ها در اولین شهرها به معنای مدرن (مکانی که تعداد قابل توجهی جمعیت و برخوردار از سیستم مشخص حکومت داری و...) شکل گرفت و همزمان با آن‌ها قوانین و مقررات مقتضی نیز پا به عرصه وجود گذاشت.


تکامل و ترقی قوانین به سرعت و همپای رشد عقلی و خرد انسان صورت گرفته و قوانین وضعی با توجه به نیازمندی‌های روزافزون و جدید انسان‌ها پیوسته تغییر، و تکامل یافته و از این پس نیز چنین خواهد شد. چراکه انسان تنها در سایه وجود و عمل به قوانین و مقررات است که می‌تواند زمینه صعود و تکامل و یا رکود و انحطاط خود را تحقق بخشیده و عملی سازد. به این معنی که بدون وجود قوانین مناسب و تفکیک وظایف، رفتار و... در یک جامعه هیچ‌گاه زمینه رشد و تکامل فراهم نشده و حتی حفظ وجود انسان‌ها مشکل و دشوار خواهد شد. با توجه به ضرورت و اهمیت قوانین است که امروزه جوامع مترقی قوانین پیشرفته و ملت‌های مترقی و پیشرفته را به وجود آورده و زمینه‌های رشد عقلانی و انسانی شهروندان این جوامع میسر ساخته است.
با توجه به آنچه گفتیم اکنون نگاهی هر چند گذرا و اجمالی بر جامعه افغانستان می‌اندازیم و به نقش و جایگاه قانون در این جامعه می‌پردازیم.
این‌که افغانستان در گذشته‌های دور و نزدیک دارای قانون بوده یا نبوده یا ضعف و مشکلات در چه کسی و یا کجا بوده و... بحث دیگری است، ولی آن‌چه که در افغانستان امروزی می‌گذرد، آزاردهنده و رنج‌آور است. خشونت‌ها و نزاع‌های چند دهه‌ی گذشته شهروندان را چنان‌بار آورده است که علی رغم اعتقاد به اهمیت، ضرورت و نقش قانون در توسعه و ترقی، چنان آن را ندیده می‌انگارند، گویا قرن‌ها است که در جامعه افغانستان از وجود چیزی به نام قانون تاکنون اثر و نشانه‌ای نبوده و قانون یک پدیده‌ای وارداتی و کاملاً نامأنوس و غریب با فرهنگ و سنت‌های حاکم در کشور است. v برخی‌ها نیز در این میان چنان رفتار می‌کنند، گویا قانون سیب یا کچالو است. در صورت تمایل و داشتن اشتها به سراغ آن می‌روند و در غیر آن در کنار جوی و پس کوچه‌های محل و منطقه‌شان و یا اطراف و اکناف خانه‌های‌شان دور انداخته و یا مدفون می‌سازند. در افغانستان امروزی از وزیر تا عادی‌ترین شهروند، قانون را در صورتی می‌خواهند که منافع آن‌ها را به صورت یک‌جانبه تأمین نمایند و یا توجیه کننده کارکردهای نامناسب و خلاف مصالح و منافع عامه مردم باشد. نیروهای امنیتی و مأمورین قانون خود به طور ناراحت کننده‌ای به نقض و زیر پا گذاشتن قانون می‌پردازند و مجریان و ناقدین قانون، خود ناقضین درجه اول قانون در این جامعه هستند.
اکثر شهروندان از بی‌قانونی، و تطبیق نشدن قوانین شاکی و ناراضی هستند، ولی در عمل خود به نقض و شکستاندن آن مبادرت می‌ورزند. فرهنگ قانون شکنی و هنجارشکنی در خرد و کلان، صغیر و کبیر جامعه ما نهادینه شده و متأسفانه کارهایی هم که در راستای مبارزه با این ناهنجاری صورت می‌گیرد، خود نامناسب و مغایر با قوانین مدون کشور است.
افغانستان شهری است که در آن هر کس رییس جمهور خود ویا به عبارت دیگر خود یک دولت خودمختار با تمام اختیارات و محدودیت‌های است که خود تعیین و تصویب می‌کند و در صورتی که از وجود قوه‌ی قهریه برای وادار ساختن به اجرای قانون، خبری نباشد، اکثراً از اجرا و عمل به آن سر باز می‌زنند.
ابزارها و زمینه‌های تطبیق قانون مهیا و مساعد است ولی نبود فرهنگ و وجدان قانون‌پذیری از افغانستان شهری ساخته که مردمان آن نه در سایه قوانین بلکه بر اساس میزان قدرت و اقتدار خویش زیست می‌کنند.
از سوی دیگر افغانستان امروز، دارای قانون مدون و مدرن است. در صورتی که بتوان در تطبیق و عملی ساختن آن موفق شد، می‌توان این کشور را از دربدری و بدبختی نجات بخشید. قانون اساسی، مطبوعات، اجتماعات، سرمایه‌گذاری و... در داشتن عنصر عقلانی و خرد جزو قوانین ممتاز در جهان و منطقه است، ولی بدبختانه که چانس تطبیق و عملی شدن چندان برایش فراهم و آماده نیست.
بنابراین، این قوانین تنها در کتاب و کتابچه‌ها تدوین و تصویب شده است، ولی تاکنون در عملکرد و کردار شهروندانِ جامه عمل نپوشیده و وجود صوری نیافته است.
نبود طرح‌هایی که فرهنگ قانون پذیری و قانون مداری را نهادینه سازد، سبب گردیده که این قانون با گذشت هر روز مهجور و متروک‌تر شود و خلاء بی‌قانونی به طور فزاینده‌ای بر فضای جامعه احساس گردد.
بنابراین افغانستان امروزی شهری است که در آن عمل به قانون و قانون‌مداری به حدی کم است که گویا هیچ نیست و این جامعه به شهری بدون قانون می‌ماند و قوانین مدون این کشور نیز آن قدر متروک و مهجور شده است که شهری نیست تا این قوانین را از صفحه کاغذ به عرصه عمل تطبیق و تحقیق داد.
آری کشور ما اکنون به شهر بی‌قانون و قانون ما به قانون بدون شهر می‌ماند.

 

منبع : خانواده امروز



نویسنده » حدیث » ساعت 3:47 عصر روز دوشنبه 87 آذر 25